آسیب شناسی هیاتهای عزاداری
بسم الله الرحمن الرحیم
آسیبشناسی هیئتهای عزاداری در گفتوگو با حاج ماشاءالله عابدی(مداح پیشكسوت)
علماواردنشوند هیئتها آسیبمیبینند
موهای جو گندمی، چهرهای آرام، صدایی رسا و عبایی قهوهای رنگ ، مختصات مردی است كه به "حاج ماشاءالله" معروف شده است. حاج ماشاءالله عابدی مداح اهل دلی است كه بیش از سه دهه از آغاز مداحی و مناجاتخوانیاش میگذرد. او مداحی را شغل خود نمیداند؛ چرا كه شغلش معلمی است و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در كسوت مدیر مدرسه مشغول بوده است. از سال 1366 تاكنون، شبهای جمعه ، ایام ویژه و مناسبتهای مذهبی ، همچون ماه مبارك رمضان و محرم، هر شب در مسجد شهدای تهران در بزرگراه شهید محلاتی، حاضر میشود ؛ چنانكه نام این مسجد با نام و حضور او عجین شده است. ممكن نیست كسی پای دعاخوانی او بنشیند و نامی از آقایان "سید علی آقای میرهادی" و " شیخ مرتضی زاهد" نشنود. او در میان مداحان ، در زمرة جریان سنتی مداحی و از جمله چهرههای اهل علم و مطالعه و نیز مقید به اصول و آداب گذشتگان و پیشكسوتان به شمار میآید. نگاه نقاد و انتقادهای شفاف و صریح او به مداحان و آسیبهای مجالس روضه، ریشه در اصالتهای او دارد. ما در این گفتوگوی كوتاه سعی كردهایم كه بیشتر از نگاه نقادانه و اصیل وی بهره بگیریم

پرونده موسیقی و مداحی پاپ مذهبی بحث معنویت بدون دین به تازگی وارد عرصه هیئتها شده است. مقام معظم رهبری در سخنرانی ای كه با مداحها داشتند، دراینباره تأكید كردندكه در هیئت عزاداری امام حسین (ع) باید اهداف قیام امام حسین (ع) مطرح شود؛ اما الان میبینیم كه در بعضی از هیئتها فقط سینهزدن اصل شده است؛ چرا؟
- معنویت ممزوج و آمیخته با دین است؛ نمیشود جایی معنویت باشدو دین نباشد. ممكن است معنویت ضعیف باشد و در نتیجه دین هم ضعیف باشد، ولی معنویت به دین است و غیر از دین نیست . اگر بخواهیم خیلی خالصتر صحبت كنیم معنویتی كه در تشیع است به اسلام ناب منتهی میشود. امیرالمؤمنین فرمایشی دارند كه فكر میكنم با ایام ما و این سالها تناسب داشته باشد كه:«دو دسته كمر مرا شكستند؛ یكی عالم بیتقوا و دیگری جاهل متحجّر».
هم اینك به واسطة گرایش قابل توجه به محافل و مجالس اهل بیت ، معایبی هم پیش آمده است. به عقیدة من تقصیر مداحان یا جمعیت و جوانان نیست. پیش از جستجوی این عیبها در مداحان باید آنها رادر علما جستوجو كرد. حرف نهایی را امام راحل زد كه: «اسلام بدون روحانیت یعنی اسلام نه». اگر بخواهیم درست و حسابی عیبجویی كنیم اول باید از روحانیت شروع كنیم كه چرا گرایش جوانها به علما كمتر و به سمت مداحان بیشتر شده است؟ عاملش را باید جستوجو كرد. به عقیدة من در این برهه از زمان، بر خلاف این فضایی كه به طور عام برای مداحان ایجاد شده، عدهای از آنها هستند كه دارند خدمت میكنند و باید به خدمتشان ارزش داده شود. بعضی از علما آن طور كه باید و شاید وارد میدان نشدهاند و کار به دست دیگران افتاده است. آقای جوادی آملی خطاب به علما میگویند: «آقایانِ آیتالله؛ شما بیایید منبر بروید. اگر شما نیایید، حجتالاسلامها میآیند . آقایانِ حجتالاسلام شما بیایید.اگر شما نیایید ثقه الاسلامها میآیند ثقه الاسلامها شما نیایید، آخرش مجلس دست مداحها میافتد». بعضی از مداحان ساعتها وقت را بدون گرفتن دستمزد میگذرانند؛ آن هم در حالی كه برای پر كردن اوقات جوانان در سایر جاها از آنها كلی پول گرفته میشود. در اینجا كه ساعتهایی از وقت جوانها بدون گرفتن پولی بدون توقعی پر میشود و یك ارتباط معنوی نیز با اهل بیت (ع) برقرار میشود؛ این باید مورد حمایت قرار بگیرد؛ البته قبول دارم در این میان كسانی هستند كه سوء استفاده میكنند، لیكن من بر این عقیدهام كه به مرور زمان بعضی مداحها پایشان را فراتر از حد و حدودشان گذاشتهاند و نباید بگذارند. اینجاست كه روحانیت باید وارد شود و اصلاح امور را به دست بگیرد.
راهكاری كه شما بیان كردید ضرورت ورود روحانیت به این مسئله است. در كنار این راهكار، بزرگان جامعة مداحی به مداحان جوانی كه به قول حضرت عالی واقعاً با نیت خالص كار میكنند و به خاطر جوان بودنشان و اطلاع نداشتنشان بعضی مسیرها را اشتباه رفتهاند، چه كمكی باید بكنند؟
-اول باید بزرگان مداحی معایب این جوانان را برطرف كنند. اگر دیدند جوانی مجلسی گرفت و شعری خواند كه نباید میخواند یا مطلبی گفت كه نباید میگفت به او بگویند اینجا را اشتباه خواندی یا اشتباه گفتی.
مقام معظم رهبری هم وارد این جزئیات شدند؛ اگرچه بعضیها هم از این مطلب سوء استفاده كردند و میكنند. شعرا و مداحان جوان ما باید قبل از آنكه امری را در جامعه ترویج كنند با یك فرد حرفهای و متخصص در این امر مشورت كنند تا خدای نكرده از اهداف امام حسین (ع) دور نشوند. بعضیها هم مفاهیم را اشتباه درك میكنند و كارهایی دور از شأن یك مداح و یك جوان شیعه پیرو اهل بیت (ع) انجام میدهندكه این را باید تصحیح كرد. متأسفانه بعضی از تفكرات وارد هیئتهای ما شده است كه آسیبزننده است؛ آنها را نیز باید اصلاح كرد و این امر مستلزم ورود علمای بزرگ و مداحان با سواد و عالم است.
از جمله آسیبهای دیگر در بحث مداحی، استفاده از اصطلاحات غلوآمیز است. جامعة مداحان در برخورد با این موارد باید چگونه عمل كند؟
- یك سری از كارها را باید خود مستمعان انجام بدهند. وقتی مداح آنچنان حضرت علی (ع) را بالا میبرد كه خدای نكرده به كفر نزدیك میشود، مستمعان باید این اشتباه را به مداح تذكر دهند؛ اگر این امر صورت بگیرد دیگر نیازی به گفتن علما هم نیست. همچنین بخش زیادی از اصلاح این امر به دست رسانههاست. صدا و سیما باید مواظب باشد كه این مسائل پخش نشود و اگر جایی هم مطرح شد به اصلاح آن بپردازد. اگر این مسئله بدون تصحیح از صدا و سیما پخش شود، آنگاه دچار مشكل بزرگی خواهیم شد. به نظر بنده یكی از مشكلات، پخش زنده است؛ چرا كه چندان نمیتوان آن را تصحیح كرد و جلوی اشتباهات را گرفت.
از دیگر مسائل دربارة هیئتهای عزاداری، ایجاد مزاحمت برای سایر مردم است؛ به عنوان مثال، در آخر شب كه مردم استراحت میكنند، اینها با باندهای بزرگ صوتی ایجاد مزاحمت میكنند و در بعضی از هیئتها عَلَمهایی بزرگ جابهجا میشود كه خود این مشكل شرعی دارد. برای اصلاح این امور چه باید كرد؟
- فرهنگ هیئتها باید دارای تغییر و تحول شود. آنها با دید تعظیم شعایر بیرون میآیند. برای بزرگداشت عزای امام حسین(ع) و تعظیم شعایر مذهبی این كار را میكنند. باید به آنها شعایر را به درستی شناساند و توضیح داد كه چگونه است؛ به عنوان مثال یك راه بزرگداشت مقام امام حسین (ع)، سر وقت نماز خواندن است. باید برنامه را طوری تنظیم كرد كه موقع نماز در مسجد باشیم و نماز را اول وقت بخوانیم؛ این فرهنگی است كه باید جا بیفتد. علما باید اینها را بگویند. این مباحث باید مطرح شود تا در جامعه منعكس شود و تأثیر بگذارد. گریه برای امام حسین (ع) بسیار با فضیلت است؛ اما گریة همراه با معرفت بسیار اثرگذارتر و با فضیلتتر است؛ از طرف دیگر مداحان نیز باید سطح سواد و علم خود را بالا ببرند تا بتوانند یك هیئت را به خوبی اداره كنند.
مداحان جوان ما نیز باید همچنان ارتباط خود را با مداحان بزرگ حفظ كنند و بلافاصله بعد از اینكه گروهی از مردم دور آنها جمع شد، ارتباط خود را با سایر مداحان قطع نكنند.
دوباره تأكید میكنم كه مستمعان در جلوگیری از این انحرافات نقش بسزایی دارند. وقتی مداح بداند كه مستمع او با رفتار و سكنات و شعرهایش مخالف است و به آن توجهی ندارد، خود به خود اصلاح میشود.
دل گفته های یک جانباز اعصاب و روان
|
مدت هاست که از کوچکترین سرو صدا خیلی زود عصبانی می شوم و از فرم لباس پوشیدن مردم بخصوص بسیاری از خانمها در سطح شهر آنقدر حرص و غصه می خورم که دلم می خواهد آنها را تنبیه کنم!! آرایش پسرها زنانه شده! زیر ابروها را بر می دارند. اصلا همه مردم بفکر راحتی و نشستن و خوردن و پول شده اند! ماشین های گران قیمت از سر و کول هم بالا می روند! مد و مد بازی، خارجی صحبت کردن، میزان فهم و شعور مردم شده است، کیسه های زباله را که نگاه می کنی پر از برنج و مواد غذایی است که مایحتاج چند روز یک خانواده مستاجر چهار نفره است!!!بی حیایی در رفتار مردم نشانه زرنگی و فهم بالای آنها ست و ارزش شده است. گوش هام مرتب صدای زنگ یا وزوزمثل: صدای حرکت گلوله توپخانه را می ده! نمی توانم آرام یک گوشه بنشینم، بی قرارم ! نه طاقت نشستن دارم، نه حال ایستادن! می خوام برم ولی چند قدم که می رم برمی گردم ببنیم کجا بودم؟ خیلی میل به سیگار دارم. فرقی نمی کنه چی باشه!حتی ته سیگار. نمی دونم چرا کسی من را نمی بیند. دیگر کسی یادی از من و دوستانم نمی کند. مگر جنگ نظامی که تمام شود دشمن تسلیم شده؟ اگر این حرف راست باشد پس ماهواره ها چرا تعطیل نشده اند.
![]() خیلی از شب ها،از صدای خودم دوباره بیدار می شوم. یعنی همه را بیدار می کنم، خیس آبم، دست ها یا سرم خیلی درد می کند، بعدها می فهمم که یا به چیزی خوردم یا به کسی آسیب زدم، بیچاره همسرم، خیلی آهسته گریه می کند، خیلی تلاش می کنم ناراحت یا اذیت نشوم، به کسی گیر ندهم!! میگوید خیلی دوستم دارد، واقعا راست می گوید. مرتب با بچه ها دعوا و مرافعه می کند، دائم به آنها می گوید، باباتون مرده، خیلی با غیرته، مردم باید قدر امثال آنرا بیشتر بدانند. خلاصه خیلی به آنها می گوید انتظاری یا پولی از من نخواهند. ولی بچه ها نمی فهمند مادرشان چه می گوید.
استخوان هایم درد می کند. خیلی از وقت ها بچه ها را می بینم که روبرویم تکه تکه می شوند و خون و گوشت و استخوان هایشان وروی صورت و بدنم پاشیده می شود و باز احساس می کنم و نه یک دفعه بلکه هزاران دفعه. گناه من وآنها چه بود. بچه ها وقتی به جبهه ها می آمدند، بسیاریشان زن و بچه مریض و گرفتاری های زیادی داشتند، ولی نمی توانستند پیش زن و بچه هایشام بمانند یا دنبال کرایه های عقب افتاده خود باشند چرا؟ مگر خودت یادت نمی آید؟ اصلا خودت کجا بودی؟ ! خیلی حیف هست ، مردم یادشان رفته ما چه کار کردیم! خیلی ها هدف هواپیماهایی می شدند که شهرها را بمباران می کرد، ضد هوایی هایی که شلیک می کرد و مسابقه رفتن به زیر زمین ها و به پناهگاه های خارج از شهر و... نمی دانم!!!و خیلی هاشان از مملکت فرار می کردند. اما ما آقا(امام خمینی«ره») را دوست داشتیم چراکه حرف و کلام خدا را می زد و ما می رفتیم به دنبال بی غیرت هایی که شب و روز به دنبال بی غیرت کردن مردم ما بودند و این به یک روز و یک ماه نکشید بلکه 8 سال به طول انجامید و ما جنگیدیم.آنها خیلی بودند ، حدود 30 الی 40 کشور نامرد را بیرون کردیم و یک وجب خاک را هم به آنها ندادیم ولی مردم چرا ما را فراموش کردند... |
دنبالک ها: محفل محبین الشهدا ،
تبلیغات 
